۱۳۸۹ تیر ۲۲, سه‌شنبه

ايفلاي 2010

هفتاد و ششمين همايش ايفلا با موضوع «دسترسي باز به دانش-ارتقاي توسعه پايدار[1]» از تاریخ ۱۵-۱۰ اگوست ۲۰۱۰ در دومین شهر بزرگ سوئد یعنی گوتنبرگ[2] برگزار می‌شود.

ايفلاي 2010 بر اساس موضوع اصلي بر موارد زير متمركز است:

دسترسي رايگان به دانش[1]، با اهميتي هم‌پايه با آزادي بيان؛

قابليت دسترسي براي همگان[2]، شامل افرادي كه داراي مشكلات بينايي و ديگر ناتوانايي‌ها در خواندن هستند؛

آزاد و جامع[3]، مهم نيست چه كسي هستيد و از كجا مي‌آييد؛

عرصه‌ي عمومي[4]، مكاني بر روي شبكه يا بر فضاي فيزيكي كه مردم در آن مشاركت مي‌كنند و به‌صورت اجتماعي محتواهاي توليدشده را به اشتراك مي‌گذارند؛

{با آغوش} باز به سوي ايده‌ها[5]، امكان ارائه نوآوري‌ها از سوي كاربران، جاليي كه كاربر مي‌تواند توليدكننده باشد،؛

انتشارات دسترسي آزاد[6] براي ايجاد دانش بيشتر و تعادل بيشتر ميان حق كپي‌رايت و آزادي اطلاعات

چرا اين {موضوع دسترسي آزاد به دانش} حياتي است؟[7] دسترسي به دانش جهان تخيل و خلاقيت را مي‌گشايد و در نتيجه پيشرفت يگ غرد به پيشرفت جامعه بدل مي‌شود.

اين همايش كه محل برگزاري آن مركز كنگره و نمايشگاه سوئد[8] است، به همت انجمن كتابخانه‌هاي سوئد و كميته‌ي ملي 2010 [9] برگزار مي‌شود. در حاشيه‌ي همايش 2010 ايفلا، مانند همايش‌هاي پيشين، يك نمايشگاه تجاري با بخش‌ها و غرفه‌هاي مختلف از 11 تا 14 آگوست برگزار خواهد شد. همچنين براي اين همايش يك نمايشگاه براي به نمايش گذاشتن بخش خدمات كتابخانه‌اي سوئد در نظر گرفته شده است. بازديد از برخي از كتابخانه‌هاي عمومي، دانشگاهي و ديگر مراكز اطلاع‌رساني شهر گوتنبرگ از ديگر برنامه‌هاي جانبي اين همايش است.

اطلاعات كامل درباره‌ي گردهم‌آيي هفتاد و ششم در پايگاه‌وب ايفلا در دسترس است.



[1] Free access to knowledge

[2] Accessible for all

[3] Open and inclusive

[4] Public domain

[5] Open for ideas

[6] Open access publishing

[7] Why is this so essential?

[8] Swedish Exhibition and Congress Centre (Svenska Mässan(

[9] Swedish Library Association and the 2010 National Committee


[1] Open access to knowledge - promoting sustainable progress

[2] Gothenburg

اندر احوالات ما

شايد اين نوشته‌ي من ربط مستقيمي به ايران‌داك در ايفلا نداشته باشد،‌ اما از آنجا كه روزها و روزها ذهنم را به خودش مشغول كرده است، علاقه‌مند هستم كه به عنوان يكي از تجربه‌هايي كه در روند برنامه‌ريزي براي حضور در ايفلا به دست آورده‌ام،‌ از آن بنويسم؛ماجرا مختصر و مفيد از اين قرار است: پيش از اين روند درخواست و دريافت ويزاي شنگن براي سفر به كشورهاي اروپايي به نظرم اينقدر دشوار و فرساينده نبود. فكرش را بكنيد به اندازه‌ي يك زونكن بزرگ لازم است كه سند و مدرك آماده كنيد، از فرم‌هاي پرشده‌ي سفارت كه در آن از اطلاعات شخصي و خانوادگي ريز و درشتتان سوال مي‌شود، تا گواهي اشتغال به كار، برگ ماموريت، گزارش حساب بانكي، فيش حقوقي و گزارش بيمه و .... از دشواري آماده كردن اين مدارك چيزي نمي‌گويم؛ تنها مي‌نويسم كه بدي ماجرا آن زماني است كه بعد از ايستادن طولاني‌مدت -جلوي در و نه داخل- سفارت، در اتاق ويژه‌ي درخواست ويزا حس مي‌كني همه‌ي اين مدارك براي اين از تو خواسته شده كه ثابت كني قصد نداري در آن كشور اروپايي بماني. آن وقت كارمند سفارت زل مي‌زند توي چشمانت و تو را مي‌كاود تا ثابت كني كه داري يك به يك مدارك را جلويش مي‌گذاري تا نشان دهي براي يك كنفرانس علمي از سوي يك پژوهشگاه معتبر و شناخته‌شده‌ي ايراني مي‌خواهي به آن كشور سفر كني و حتما مي‌خواهي به كشورت بازگردي.

نشست‌هاي مشورتي براي حضور در ايفلاي 2010

از دوم تيرماه تا كنون دو نشست مشورتي براي برنامه‌ريزي درباره‌ي حضور پژوهشگاه در ايفلاي 2010 برگزار كرده‌ايم. جلسه‌ي نخست در روزهاي آغازين اولين ماه تابستان با حضور من، يعني يكي از نمايندگان پژوهشگاه در ايفلاي امسال، آقاي نورالله رزمي، مدير روابط عمومي و و اموربين‌الملل ،يكي از همكاران اين مديريت، خانم محدثه دخت‌عصمتي و خانم ناديا حاجي‌عزيزي، مدير دفتر ارتباطات علمي كه همچنين يكي از نمايندگان سال گذشته‌ي پژوهشگاه در كنفرانس يادشده بودند، برگزار شد. در اين جلسه همكاران محترم روابط عمومي درباره‌ي مسائل اجرايي صحبت كردند و خانم حاجي‌عزيزي هم بخشي از تجربه‌هاي شركت در ايفلاي سال گذشته را در اختيارم قرار دادند. تجربياتي درباره‌ي چگونگي برقرار ارتباط با ديگر شركت‌كنندگان، چگونگي معرفي پژوهشگاه، نشست‌هاي مفيد و نشست‌هايي كه از اهميت كمتري برخوردارند و ....

در جلسه‌ي دوم كه 15 تيرماه برگزار شد، آقاي مهندس عمار جلالي‌منش، ديگر نماينده‌ي پژوهشگاه در ايفلا به ما پيوستند. در اين نشست بيشتر درباره‌ي شكل حضور پژوهشگاه در ايفلا و لزوم برنامه‌ريزي استراتژيك براي همكاري بلندمدت‌تر پژوهشگاه و ايفلا گفت‌وگو شد. اين موضوع را آقاي جلالي‌منش مطرح كردند، بحثي كه موضوع اصلي پيشنهادهاي ايشان را براي شركت در هفتاد و ششمين گردهم‌آيي ايفلا تشكيل مي‌داد. پيشنهاد آقاي جلالي‌منش طرح‌ريزي برنامه‌اي منسجم و پويا با اهداف طولاني‌مدت براي مشاركت ايران‌داك در ايفلاست كه به نظرم پيشنهاد جدي، مهم و بسيار خوبي است و مطمئنا در صورتي كه با همكاري خانواده‌ي پژوهشگاه عملي بشود، به ايران‌داك كمك مي‌كند از امكانات و قابليت‌هاي ايفلا بهتر بهره بگيرد و حضور تاثيرگذارتر و مشاركت بيشتري در اين سازمان بين‌المللي داشته باشد.

امروز هم قصد داريم با آقاي جلالي‌منش نشستي برگزار كنيم و در آن بر جدول زماني برنامه‌‌ها و فعاليت‌هاي ايفلاي امسال متمركز شويم و سياهه‌ي كه به پژوهشگاه مرتبط هستند را نيمه‌نهايي كنيم.

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

سرآغاز


نزديك دو هفته مي‌گذرد از زماني كه (2 تير 1389) «كميته‌ي بررسي پيشنهادهاي ايفلا» بعد از بررسي پيشنهادها و انجام مصاحبه، مرا به عنوان پيشنهاددهنده‌ي برتر و يكي از نمايندگان ايرانداك در ايفلا 2010، به همراه آقاي مهندس عمار جلالي‌منش انتخاب كرد. شور و شعف اين انتخاب بابت تجربه‌ي بسيار خوبي كه شركت در كنفرانس ساليانه‌ي «فدراسيون بين‌المللي موسسه‌ها و انجمن‌هاي كتابداري» برايم خواهد داشت، همراه شد با روزمرگي ناشي از پي‌گيري امور اداري و كارهاي مربوط به درخواست ويزاي سوئد، كشور ميزبان گردهم‌آيي امسال. تمام اين مدت قصد داشتم در ادامه‌ي تلاش‌هاي نمايندگان سال پيش پژوهشگاه در ايفلا، نوشتن در اين وبلاگ را شروع كنم، با چند هدف اصلي، مستند كردن روال كارهاي مربوط به ايفلا با هدف برنامه‌ريزي براي كنفرانس‌هاي بعدي، ايجاد بستري براي گردآوري اطلاعات مربوط به ايفلا و كنفرانس امسال، به اشتراك گذاشتن تجربه‌هايي كه در اين روال به دست مي‌آورم و همراه كردن همكاران پژوهشگاه كه فرصت شركت در كنفرانس را ندارند و ....

البته به طور كلي نوشتن را دوست دارم و فكر مي‌كنم گاهي مانع فراموشي مي‌شود و باعث مي‌شود كه بتواني فكرها و ايده‌هايي كه در لحظه‌ي تجربه‌ در ذهنت بوده، ثبت كني و آنها را انباشت كني كه درجا نزني بلكه پيش بروي. اين گزاره فكر مي‌كنم درباره‌ي فكرها و ايده‌هاي سازماني هم صادق است. پس براي نوشتن در اين وب‌لاگ خواهم كوشيد هرچند نتوانم علمي و به عبارتي خيلي شسته و رسته بنويسم. اميدوارم از پيشنهادها و نقد و نظرهاي همكارانم در پژوهشگاه يا خواننده‌‌گان بالقوه‌ بهره بگيرم.

۱۳۸۸ دی ۲۱, دوشنبه

the travel, the result: Mission done!

We planned to distribute our experience with other colleagues via a friendly meeting in Irandoc, We'd achieved that by demonstrating two presentations about the ideas derived from the whole aspects of Ifla and the presented posters. Besides, we were up to publishing a well-detailed report out of this conference which has been published in the monthly journal of Ketabe mah, issue 143. You can find the information below and download the report includes an interview with other Iranian participant, It's in Farsi though.
Thanks to Irandoc and other colleagues for their kindness toward us regarding to this trip, and also appreciate IFLA to present my new adorable Italian friends.
Hopefully, This won't be the last post. Other colleagues are going to continue this post for the upcoming IFLA, Don't miss the grants which is going to announce in the website, annually!
See you!